این کتاب پایان ندارد!
بازار کتاب کودک و نوجوان همیشه از ایدههای نو و شیوههای جدید و بهروز استقبال میکند. سبکهای جدید در قصهگویی و تصویرسازی و طراحی جلد بهدلیل ذائقه در حال شکلگیری مخاطب و علاقهاش به دنیای نو و رنگی، معمولاً با استقبال مواجه میشود و مدتی میتواند بازار را تحتتأثیر قرار دهد و چرخ نشر را بچرخاند. از دیگر سو، با توجه به اوضاع نابسامان نشر کتاب در کشور بهدلایلی همچون گرانی افسارگسیخته کاغذ و افزایش هزینههای جانبی چاپ، ناشران بهدنبال ایدههایی هستند تا کار نشر را اقتصادی و بصرفه پیش ببرند.
چاپ و تولید کتابهای دوطرفه در جهان جدید نبوده و در سالهای دور پی گرفته میشده است. کتاب دوطرفه یا دوگانه کتابی است که دو محتوا یا دو داستان را در خود دارد؛ بهطوریکه هر داستان یا محتوا از یک سوی کتاب آغاز شده و در وسط کتاب به پایان میرسد و محتوا و داستان دیگر، با چرخاندن کتاب و از سمت دیگر شروع میشود و در میانه آن تمام میشود. این نوع کتابها پشت جلد ندارند و هر دو طرف کتاب شامل جلدهایی با طراحی جداگانه است؛ اما در سالهای اخیر این شیوه دیگر مرسوم نبوده و کمتر در نشر جهان دیده شده است. در ایران نیز نمونههایی از این دست شاید به تعداد انگشتان دست تولید شده باشد. کتابهای دوطرفه مزایایی دارند؛ همچون جذابیت ظاهری و تولید بصرفه و اقتصادی.
اخیراً نشر مهرستان کتابی با این شیوه منتشر کرده که شامل دو داستان بهظاهر مجزاست که در باطن با یکدیگر مرتبطاند. «بزرگتر از همه همه» کتابی برای مخاطب کودک است که برای زنده نگه داشتن یاد و ارزش رهبر شهید انقلاب با تصویرگری و تولیدی جذاب و با داستانی مفهومی منتشر شده و در باغ کتاب تهران، همزمان با هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب، رونمایی شد.
کتابی که زیر بمباران نوشته شد
سنا ثقفی، نویسنده کتاب، تأکید میکند که نگارش این اثر به سفارش نشر نبوده و درباره مراحل نوشتن میگوید: «با ناشر طرح بحث کردیم و طرح را پسندیدند. زمانی که ایده را مطرح کردیم، هنوز رهبر جدید انتخاب نشده بودند. ابتدا نسخه اولیه را نوشتم و یکیدو هفته بعد، در شرایطی که انفجارهای شدیدی در تهران رخ میداد، بازنویسیاش کردم. روزهای اول شهادت آقا، خیلی به این فکر میکردم که چیزی بنویسم؛ ولی ذهنم بهشدت پریشان بود. نسخه اولیه یک مرثیه بهتماممعنا بود؛ اما در نسخه بعدی طرح را تغییر دادم. طرح اولیه، داستان دختری بود که در دیدار با آقا پروانهای نورانی در قلبش روشن میشود؛ اما یک روز صبح که بیدار میشود، میبیند پروانهاش را گم کرده و به دنبالش میگردد. بعد در میدانی که با تجمع مردم متوجه شهادت آقا میشود، میبیند چندین پروانه نورانی بهسمت آسمان در حال پروازند. طرح اول ناظر به تجربه ما بزرگسالان بود. بعد دیدم که میخواهم از حماسه و آقا بگویم؛ به همین دلیل، طرح و مسیر داستان را تغییر دادم. مراحل تصویرگری و تولید نیز در فاصله کوتاهی انجام شد که اینجا باید از تصویرگر تشکر ویژه کرد؛ چون کتاب هجده فریم داشت و با تلاش شبانهروزی تصویرگر، در بازه زمانی کمتر از یک ماه، تصویرگریاش انجام شد.»
ثقفی با اشاره به اینکه از ابتدا قرار بود طرح کتاب دوطرفه باشد، اظهار میکند: «این کتاب میتوانست تکداستان باشد؛ اما میخواستیم بُعد حماسی ماجرا پررنگتر باشد. علاوهبر این، ضرب داستان به این صورت بیشتر است؛ چون بچه میبیند در تمام طول تاریخ این اتفاقات میافتاده. ایده اولیه نیز همین بود که نشان دهیم آقای شهید در امتداد مسیر ابراهیم نبی(ع) بودند. برای اینکه بتوانیم این مفهوم را برسانیم، به ایده کتاب دوطرفه رسیدیم.»
تبیین بینش توحیدی برای بچهها
در یکی از داستانهای کتاب «بزرگتر از همه همه»، بوم و اقلیم ایران و تاریخ امروز نقش پررنگی دارد و در داستان دیگر، یک واقعه تاریخی نقشآفرینی میکند. به عبارتی، نویسنده امروز ایران را در مقابل تاریخ قرار داده است. سنا ثقفی این انتخاب را هدفمند میداند و میگوید: «از بین داستانهای تاریخی، قصهای که با هدف مدنظرمان تناسب و تشابه داشت، داستان حضرت ابراهیم(ع) بود؛ زیرا بین داستان ایشان و رهبر شهیدمان موازنهای وجود داشت. حضرت ابراهیم(ع) در مقابل نمرود زمانهاش میایستد و به بتهایش تبر میزند. این سمت تاریخ نیز رهبر شهیدمان در مقابل نمرود زمانهاش ایستاد و این بار به آبرو اعتبار و هیمنهشان تبر زد. از این نظر، این داستان را انتخاب کردیم و هدفمان این بود که بگوییم هر چقدر هم زمان و مکان و آدمها عوض شوند، همیشه تاریخ خدا همان خداست. از طرف دیگر، به وسیله طرح کره زمین که در انتهای هر دو داستان میچرخد و زمان و روز و شب نو میشود، میخواستیم این را نشان دهیم تا کودک درک کند که همیشه تاریخ اینگونه بوده و هرچقدر آدمها و قصهها عوض شوند، آنکه بزرگتر از همه همه است، خداست. پس یکی از اهدافمان در این کتاب، تبیین بینش توحیدی در طول تاریخ برای بچهها بود.»
ثقفی به نمادپردازی مشابه در داستانها اشاره میکند و درباره شیوههای رسیدن کودک به «اینهمانی»ها در داستان توضیح میدهد: «حتی در استفاده از کلمات سعی کردیم کدهایی را قرار دهیم تا بچه بتواند اینهمانی را انجام دهد. مثلاً در داستان اول، کودک با نمرود قلدر مواجه میشود و در داستان دوم، با کلهپوک قلدر. در کنار اینها، حروفچینی و بازیهای زبانی و خطی هرکدام به بچه کمک میکند تا به اینهمانی برسد.»
همانطور که نویسنده این کتاب اشاره میکند، او برای شخصیت شر هر دو داستان کلمه قلدر را انتخاب کرده است. او درباره این انتخاب بیان میکند: «در داستان کودک نباید بگوییم؛ باید نشان دهیم. قلدری در نسبت با دیگر صفاتی که انتزاعی یا توصیفیاند، کلمهای ملموس است. از طرف دیگر، کاری که این دو شخصیت شر میکنند، عملاً قلدری است و انتخاب این واژه بهدلیل جنس زورگوییشان است. هم نمرود با قلدری میخواست خودش را بزرگ عالم نشان دهد و هم ملعونهای این دورهزمانه چنین قصدی دارند.»
همهچیز دست خداست
آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، این است که هدف و معنای اصلی داستانها، بزرگ بودن و ابرقدرتی خدا در برابر شرهای داستانهاست. اما ثقفی این برداشت را در لایه دوم داستان قرار داده و لایه و مفهوم اصلی داستانها را اینطور توضیح میدهد: «ابرقدرت بودن خدا عبارت قشنگی است؛ اما آنچه میخواستیم تا بچه درک کند و از این طریق به او کمک شود، این بود که در شرایط سخت به این نقطه برسد که بنبستی وجود ندارد. او در داستان میبیند که نمرود را به داخل آتش میاندازند و دعاها و ظرفهای آب بچههای داستان نتوانستند به او کمک کنند؛ اما نقطه بنبستی وجود ندارد و میخواستیم بچه متوجه شود که همهچیز دست خداست. در داستان دوم هم کودک احساس میکند ستاره قلبش دارد خاموش میشود؛ اما ناگهان در کنار هم قرار گرفتن و دیدن ستاره قلب دیگران به او کمک میکند. رسیدن بچه به این مسئله که ابرقدرت خداست، لایه دوم داستان است. وقتی بچه در شرایط سخت مثل جنگ قرار میگیرد، و وقتی ترامپ میگوید جوری میزنم که تمدن را از بین ببرم، قدم و لایه اول این است که کورسوی امیدی در دلش روشن باشد و بداند آنکه بزرگتر از همه همه است و همهچیز دست اوست، خداست.»
نقطهای برای اتصال به آقای شهید
سنا ثقفی در پاسخ به این سؤال که «اصلاً چه شد این کتاب را نوشتید؟» میگوید: «یکی از بچهها هم از من همین را پرسید. به او گفتم زمانی که همه داشتیم غم شدیدی را تجربه میکردیم، مثل شخصیت پسرک داستان دوم حس میکردم ستاره قلبم دارد خاموش میشود و برای اینکه روشن نگهش دارم، دوست داشتم کاری کنم. کاری که از دستم برمیآمد، نوشتن این کتاب بود. در هر دو داستان کتاب، کودکان در مواجهه با چالشی که با آن مواجه میشوند، کاری انجام میدهند که ممکن است کوچک باشد و اثر مستقیم دلخواه را نداشته باشد؛ اما به هر حال کاری کردهاند. آنچه قصد داشتیم به مخاطب بگوییم، این بود که هرچقدر کار کوچک باشد و هرچقدر توانمان کم باشد، باید انجام شود. این کتاب نقطهای است که من را به آقای شهید
وصل میکند.»
همگامی جذابیتهای فرمی با درک مفاهیم
همانطور که اشاره شد، کتاب «بزرگتر از همه همه» کتابی دوطرفه است که هر دو داستان در میان کتاب با یکدیگر پیوند میخورند. ثقفی درباره واکنش کودکان به این طرح میگوید: «در جمعی با بچهها درباره کتاب حرف میزدیم و برایشان این فرم دوطرفه خیلی جذابیت داشت. در این کتاب، هر دو داستان در پایان به هم میرسند و مخاطب با کره زمین مواجه میشود و برای مطالعه داستان بعدی، باید کتاب را در صفحه کره زمین بچرخاند؛ گویا خود زمین هم دارد میچرخد. این برای بچهها خیلی جذاب بود و این جذابیتهای فرمی به درک مفاهیم کمک میکند.»
ثقفی ادامه میدهد: «همیشه وقتی داستان برای بچهها مینویسم، لایه عمیقتری را هم برای مخاطب بزرگسال در نظر میگیرم. در واقع، موقع نوشتن طرح داستان به این فکر میکنم که این کتاب به مخاطب کودک چه میدهد و برای مخاطب بزرگسال چه دارد؛ چون معتقدم کتاب کودک شاخهای از هنر است و مخاطب هنر محدود نیست. مخاطب کتاب کودک نیز میتواند محدود به کودک نباشد. در دنیا نیز جریان ادبیات کودک برای بزرگسال دارد قوت میگیرد.»
او در پاسخ به این پرسش که ستاره و گل نماد چه چیزی بودند، توضیح میدهد: «گل و ستاره میتوانند معانی مختلفی برای کودک ایجاد کنند. یکی از بچهها میگفت وقتی فیلمهای و صحبتهای آقا را میدیدم، احساس میکردم ستارهای در قلبم روشن میشود. ستاره چیزی است که بچهها میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند؛ اما در لایه عمیقتر و بعد استعاری، ستارهها نماد وحدت بین آدمها و اشتراکاتشان است؛ آدمهایی که کف خیاباناند و مبعوث شدهاند.»
این داستان تاریخ مصرف ندارد
در یکی از داستانهای «بزرگتر از همه همه» بهطور مستقیم به رهبر شهید انقلاب اشاره شده است که در کشور و جهان، جایگاهی سیاسی داشتهاند. ممکن است برخی بگویند داستانهایی با فضا و حالوهوای سیاسی برای بچهها مناسب نیست. ثقفی در پاسخ به این افراد میگوید: «گاهی موضوعات سیاسی در متن زندگی بچه نیستند و کودک لزوماً با آن واقعه یا مسئله درگیر نیست؛ اما رهبر شهید شخصیتی فراتر از یک شخصیت سیاسی بودند. امروز در نسبت با آقای شهید، با یک مسئله سیاسی صرف مواجه نیستیم. شهادت ایشان همه بچهها را درگیر کرد و فقدان رهبر چیزی نیست که ما به بچهها تحمیل کرده باشیم. اتفاقاً هدف این بوده که به بچهها کمک کنیم تا به آنچه با آن درگیرند، نگاهی توحیدی پیدا کنند. حتی هدف این نبوده که با ایشان آشنا شوند؛ چون مخاطب این کتاب کسی است که با رهبر آشناست؛ اما قصد داشتیم نگاهی عمیقتر و لطیفتر به این جریان پیدا کند. همچنین، داستان تاریخ مصرف ندارد و میتواند مناسب آینده بچهها هم باشد.»
تصویرگری ضربتی به عشق آقای شهید
زهراسادات موسویان که تحصیلات حوزوی و غیرمرتبط با حرفهاش دارد، چهار سال است که در دنیای تصویرسازی زندگی میکند؛ بااینحال، تصویرگری سیزده کتاب چاپی و تصویرسازی مجلات و پوسترهای مختلفی را در کارنامهاش دارد. او که تصویرگری کتاب «بزرگتر از همه همه» را انجام داده است، درباره مراحل تصویرگری کتاب و شیوه کار بیان میکند: «کار بهصورت دیجیتال و با برنامه پروکریت طراحی شده. همیشه تلاشم این بوده که تصویرسازیهایم حسوحال کارِ دستی داشته باشد. به همین دلیل، وقتی مخاطبان از من میپرسند که طراحی کتاب دستی بوده یا دیجیتال و نتوانستهاند این موضوع را تشخیص دهند، خوشحال میشوم.»
او ادامه میدهد: «کتاب “بزرگتر از همه همه” هجده فریم پرجزئیات داشت و این تعداد فریم برای یک کتاب زیاد است. مهمتر اینکه زمان کمی داشتیم و تصویرسازیاش در کمتر از یک ماه و در شرایطی بسیار سخت انجام شد. ده روز بعد از شهادت حضرت آقا این کار به من پیشنهاد شد و با شرایط روحی بسیار بد و با وضعیت جنگی تهران طراحی این کتاب را انجام دادم. از طرف دیگر، مجبور بودم شرایط خانه را برای همسر و فرزندانم جوری تنظیم کنم که در شرایط جنگی آرامش داشته باشند و در عین حال، ماه مبارک رمضان و تعطیلات نوروز بود و شبها در خیابانها باید حاضر میشدیم؛ بااینحال، کار را به عشق آقای شهید انجام دادم. این کار برای همسرم و خانواده نیز خوشایند بود و در این یک ماه بسیار همراهی کردند. نویسنده نیز در عین سختگیری، به لحاظ فکری کمک بسیاری کرد. درباره فریمها و معانیاش بحث و گفتوگو میکردیم تا کار به نتیجه رسید. من به کارهای خودم انتقاد زیاد دارم؛ اما این کار را قابل قبول میدانم.»
طراحی چهره رهبر شهید نباید باعث سوءاستفاده شود
او درباره تفاوت تصویرسازی این کتاب با دیگر کتابهایش از لحاظ حرفهای و از دید شخصی میگوید: «آنچه برای من در این کتاب جذاب بود و کار را برایم سخت میکرد، بعد معناییاش بود. پیش از این، کارهای تاریخیمذهبی تصویرگری کرده بودم که آنها هم به وسواس خاصی نیاز داشت؛ بهخصوص کارهای مذهبی، تصویرگر را با محدودیتهایی مواجه میکند. این کتاب نیز تاریخی و مذهبی بود و از سوی دیگر، یکی از داستانها بحث روز جامعه بود و من نمیتوانستم فانتزیها و افکارم را وارد کار کنم و تصاویر باید واقعی میبودند. در موضوعات تاریخی میتوان کمی از تخیلات استفاده کرد؛ اما در داستانی که درباره رهبر شهید است، چون باید حسوحال همین روزها را به تصویر میکشیدم، در عین جذابیت، کار سختی بود. تصویرسازی باید واقعی میبود و در عین حال، مرزهایی باید رعایت میشد. برای مثال، در طراحی چهره حضرت آقا، در نمونهکارهای همکارانم دیده بودم که از لحاظ حرفهای به تصویرسازیشان نمیشد ایراد گرفت؛ اما زمینهساز سوءاستفاده دشمنان شده بود. به همین دلیل، باید مراقب میبودم تا کسی نتواند از تصویر ایشان به وسیله هوش مصنوعی و دیگر نرمافزارها سوءاستفاده کند.»
موسویان فرم جدید کتاب را دیگر ویژگی خاص این کتاب میداند و توضیح میدهد: «دیگر ویژگی خاصش این است که از دو جهت خوانده میشود و این دو داستان در جایی به هم مرتبط میشوند. نویسنده سعی کرده است مفاهیمی را در این داستان به هم ارتباط دهد و در صفحه پایانی هر داستان، این مفاهیم به هم میرسند. در خصوص فریم پایانی، با ایشان خیلی گفتوگو کردیم و طرحهای مختلفی زده شد تا گویای مفهوم باشد. مفهومی که این کتاب میخواهد برساند، برای همه گروههای سنی با همه سلایق و اعتقادات مفید است. این مفهوم که همهچیز در این دنیا تحت قدرت الهی است و ما این میان کارهای نیستیم، برای من خیلی جذاب بود و طراحی این کتاب در آن شرایطی که کار تصویرگری انجام شد،
مایه آرامش بود.»
پرهیز تصویرگران از طراحی کتابهای مذهبی
زهراسادات موسویان درباره وضعیت تصویرسازی کتاب کودک در کشور و جایگاه تصویرگران ایرانی در جهان و منطقه میگوید: «تصویرگران ایرانی جزو هنرمندان خوب منطقه هستند. بسیاری از همکارانم برای ناشران کشورهای همسایه و ناشران اروپایی کار میکنند و این نشان میدهد که به لحاظ مهارتی به جایگاه مطلوبی رسیدهاند. تصویرگران ایرانی بسیار پرشمارند و وقتی وارد دنیای تصویرگری شدم، این مسئله برایم مایه تعجب بود. میتوانم بگویم نیمی از این تعداد حرفهای هستند. آنطور که طی صحبت با ناشران متوجه شدهام، تصویرگری کارهای مذهبی سخت پذیرفته میشود و طراحانی از طیفهای خاصی حاضر به طراحی این نوع از کتابها هستند. این مسئله در چند سال اخیر پررنگتر شده است.»
کیفیت چاپ در کشور ضعیف است
این تصویرگر کتابهای کودک انتخاب رنگ صورتی را برای داستان حضرت ابراهیم(ع) با نقشآفرینی دخترها و انتخاب رنگ آبی را برای داستان دیگر با نقشآفرینی پسرها ناخواسته بیان میکند و در پایان، درباره دغدغهاش بهعنوان یک تصویرساز اینطور میگوید: «متأسفانه کیفیت چاپ در کشورمان ضعیف است و کتابها بعد از چاپ، با افت کیفیت در رنگها مواجه میشوند. اگر فایل تصویری کتابها را ببینید، رنگهایش با کتاب چاپشده بسیار متفاوت است. رنگها بعد از چاپ خراب میشود و زحمات تصویرگر به هدر میرود. امیدوارم با تلاش بیشتر، این مشکل حل شود.»
با توجه به محتوای این گزارش، انتشار کتابهای دوطرفه میتواند برای ناشران امتیاز خوبی باشد؛ چراکه تا مدتها برای مخاطبان جذابیت دارد و با استقبال مواجه خواهد شد و در کنارش، تولید بصرفهتری خواهد داشت؛ بااینحال آنچه مهم است، تسلط نویسنده و ناشر بر محتوای داستانهاست تا داستانهایی موازی با هم یا مرتبط در معنا و مفهوم نگاشته شود و کتابی بدون ارزش محتوایی و قلمی و صرفاً برای جذب مخاطب تولید نشود.
منبع: روزنامه اصفهان زیبا