«غولِ آخر» اینبار داخلِ گوشی پنهان شده است
وقتی کودکان ساعتها در دنیای بازیها و صفحههای رنگارنگ تلفن همراه غرق میشوند، معمولاً اولین چیزی که به ذهن بزرگترها میرسد این است که «نسل جدید با تکنولوژی عجین شده است». نسلی که قبل از یاد گرفتن درستِ نوشتن، قفل تلفن همراه را باز میکند، بازی دانلود میکند و میان ویدئوها و برنامهها راهش را پیدا میکند. اما آیا این مهارت، به معنای «سواد رسانهای» است؟ آیا کودکی که میتواند ساعتها در فضای مجازی بچرخد، واقعاً بلد است چگونه از رسانه استفاده کند؟
مجموعه «قصههای کرمیلو» دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که تفاوت میان «بلد بودن کار با گوشی» و «بلد بودن زندگی کنار رسانه» خودش را نشان میدهد. این مجموعه دهجلدی تلاش میکند مفهومی را که معمولاً با زبانهای پیچیده و اصطلاحات تخصصی توضیح داده میشود، وارد دنیای کودکانه قصهها کند؛ آن هم نه با نصیحتهای مستقیم و خشک، بلکه با روایتهایی طنز، خیالانگیز و نزدیک به تجربههای واقعی بچهها.
وقتی غولها از داخلِ گوشی بیرون میآیند
در جلد اول این مجموعه با عنوان «یه بازی پر از غول»، مخاطب وارد دنیای کرمیلو میشود؛ کرم کوچکی که همراه خانوادهاش زیر زمین زندگی میکند و مثل بسیاری از بچههای امروز، آرامآرام مجذوب رسانهها و بازیها میشود. داستان از جایی جذاب میشود که این سرگرمیِ بهظاهر ساده، کمکم شکل دیگری پیدا میکند و پای ترس، وابستگی و غرق شدن در بازی را وسط میکشد.
کرمیلو شخصیتی است که کودکان بهراحتی با او همراه میشوند. او نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه کودکی کاملاً مطیع و بیخطا؛ کنجکاو است، هیجانزده میشود، اشتباه میکند و گاهی آنقدر در بازی غرق میشود که دنیای واقعی را فراموش میکند. همین ویژگی باعث میشود کودک هنگام خواندن داستان، خودش را جای او بگذارد؛ بدون آنکه احساس کند کسی قصد دارد مستقیم برایش قانون تعیین کند.
«یه بازی پر از غول» درباره تلفن همراه و بازیهای دیجیتال است، اما مسئلهاش فقط بازی کردن نیست. کتاب در لایههای زیرین خود، به مسئله «مدیریت رسانه» میپردازد؛ اینکه آیا ما از رسانه استفاده میکنیم یا رسانه ما را با خود میبرد؟ این همان پرسشی است که این روزها بسیاری از خانوادهها با آن روبهرو هستند. والدینی که نگران ساعتهای طولانی بازی فرزندانشاناند، یا نمیدانند چه زمانی باید برای کودک تلفن همراه تهیه کنند، معمولاً میان محدود کردن کامل رسانه و رها کردن بیقیدوشرط فرزندشان سرگردان میشوند.
قصههای کرمیلو تلاش میکند بدون ایجاد ترس یا نفی کامل تکنولوژی، راه دیگری را پیشنهاد دهد؛ استفاده محدود و آگاهانه. کتاب نه رسانه را دشمن معرفی میکند و نه کودک را متهم. بلکه سعی دارد به زبان ساده این مفهوم را منتقل کند که رسانه، اگر بدون برنامه وارد زندگی شود، میتواند آرامآرام کنترل زمان، تمرکز و حتی احساسات کودک را در دست بگیرد.
کرمی که میخواست فقط بازی کند
یکی از نکات قابل توجه کتاب، استفاده از فضایی فانتزی و در عین حال پرتعلیق است. بخشی از داستان که کرمیلو درگیر مرحله آخر بازی شده و ناگهان «دو چشم قرمز» را میبیند، نمونهای از همین فضاسازی است. صحنهای که هم هیجان کودک را حفظ میکند و هم ترسی پنهان را وارد قصه میکند؛ ترس از غرق شدن در دنیایی که گاهی مرز واقعیت و خیال را از بین میبرد. کودک همراه کرمیلو جلو میرود، میترسد، کنجکاو میشود و در نهایت، بدون آنکه متوجه روند آموزشی مستقیم باشد، با پیام داستان روبهرو میشود.
ویژگی مهم دیگر این مجموعه، توجه همزمان به کودک و خانواده است. هرچند قصهها برای بچهها نوشته شدهاند، اما در واقع مخاطب پنهان کتاب والدیناند؛ پدر و مادرهایی که شاید بارها درباره «اعتیاد به رسانه»، «مدت مجاز بازی» یا «امنیت فضای مجازی» سؤال داشتهاند اما پاسخهای پیچیده و تخصصی، آنها را خسته کرده است. این کتاب تلاش میکند بخشی از این دغدغهها را وارد فضای روزمره خانواده کند و درباره آنها گفتوگو بسازد.
تصاویر کتاب نیز نقش مهمی در انتقال مفهوم دارند. فضای رنگی و شخصیتپردازیهای کودکانه باعث شده مفاهیمی مانند وابستگی به رسانه یا مدیریت زمان، برای مخاطب خردسال قابل لمستر شود. تصویرها فقط تزئینی نیستند؛ بخشی از روایتاند و به کودک کمک میکنند احساسات کرمیلو را بهتر درک کند.
«قصههای کرمیلو؛ یه بازی پر از غول» نوشته بنفشه رسولیان در ۱۶ صفحه و از سوی انتشارات مهرستان برای گروه سنی ۶تا۹ سال به چاپ رسیده است.