فروشگاه
دسته بندی
سبد خرید
کپی آدرس

آنچه که غرب در دهه ۲۰ به آن رسید، ایرانیان در دهه ۳ اجرایی کرده بودند

نشست رونمایی از کتاب «ناداستان یا روایت» در روز جمعه ۲۵ اردیبهشت ساعت ۱۳:۳۰ در ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، آزاده جهان احمدی، نویسنده کتاب در کنار کارشناسان سمیه عالمی و معصومه امیرزاده حضور داشت.

مجری در ابتدای نشست بیان کرد: برای ما اهالی کتاب، نمایشگاه کتاب محفلی برای گفت‌گو و قدم‌زدن بود؛ تا بوی کاغذ را به مشام بکشیم و کتاب‌های تازه را تورق کنیم. متاسفانه امسال قسمت نشد، انشاالله سال بعد با نوید پیروزی دور هم جمع شویم. امروز بزرگداشت فردوسی بزرگ است و چه زیبا که امروز رونمایی کتابی را برگزار کنیم که سعی در بهبود غنای ادبیات ایران دارد.

آزاده جهان احمدی در مورد دغدغه خود در باب روایت گفت: ما از بس کلمات را استفاده می‌کنیم و آنها را هدر ‌می‌دهیم، این کلمات وزن خود را از دست می‌دهند. این کتاب اولین گام از یک پروژه در ادبیات ایران است. من تحصیلات تکمیلی را در خارج از ایران گذراندم؛ آنجا اساتید درباره نوعی از ادبیات حرف می‌زدند که به طور کل در ایران وجود نداشت، ما تنها رمان داشتیم و داستان کوتاه. بعد از ده سال که به ایران بازگشتم، جریانی در ادبیات کشور به وجود آمد که دریافتم اساتید من در خارج چه می‌گفتند. این مسیری که در ایران بود، دارای اعوجاج بود و نسبتی با آموزه‌های علم نداشت. چرا ما با انبوهی از ادبیات واقع‌گرا روبرو هستیم که اسم آن را روایت‌ می‌گذارند؛ اما دریغا که ذره‌ای به روایت شبیه نیستند؟

او ادامه داد: ما در امسال ۲ جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم، چرا متن‌های خون‌دار و جان‌دار از این جنگ در دسترس نیست؟ چرا نویسندگان به طور سطحی، به این موضوع می‌پردازند؟ من بیشتر از اینکه به نویسندگی معروف باشم، به نقادی مشهورم. از جایی به بعد تصمیم گرفتم برای نقد کردن به نوشته‌های خودم ارجاع دهم، متنی کامل و جامع بنویسم که اگر شخصی به سراغ من آمد و روش‌های جنگ‌نگاری را پرسید، به او بیاموزم. این کتاب نتیجه ۱۰ سال بررسی موشکافانه ادبیات واقع‌گرا در ایران است، میزان موفقیت کتاب را دیگران باید تبیین کنند؛ اما این تنها یک شروع است. تا جایی که اطلاع دارم، این کتاب، تنها کتاب تالیفی داخلی در حوزه ناداستان است.

وی درباره اهمیت روایت و روایت‌نویسی بیان کرد: روایت مسیری برای حرف زدن است، به طور کلی ادبیات و هدف آن، این است. ادبیات متکفل بازنمایی تصویر انسان در بستر زندگی است و ناداستان مسیری است که می‌توان به این کمک کرد. رمان، داستان‌کوتاه، روایت، ناداستان و… همه یک مسیر برای نوشتن از واقعیت هستند.

معصومه امیرزاده تصریح کرد: چند نکته با خواندن این کتاب یادداشت کردم و تلاش می‌کنم که متعهدانه نسبت به آنچه که خواندم، حرف بزنم. اگر از سطح روایت عبور کنیم، درمی‌یابیم که ادبیات واقع‌گرا در ایران مسبوق سابقه است. جهان غرب، جهان بسته‌بندی است. همانگونه که غربی‌ها نخ از هند می‌خریدند و پارچه همان نخ را به هندی‌ها می‌فروختند، باید حواس خود را جمع کنیم که غربی‌ها، ادبیات واقع‌گرا را از خودمان به ما نفروشند. همچون سفرنامه‌نویسی که ایرانیان ید طولایی در آن دارند، اما غرب این مسائل را همانگونه که هست به ما تحویل نمی‌دهند؛ بلکه با تحریف و تحمیل عقاید خودشان به سایر صادر می‌کنند. در تذکره‌ها می‌بینیم که ادبیات واقع‌گرا نیز وجود دارد، به طوری که ما دیگر نمی‌توانیم آن را یک زندگی‌نامه صرف از یک عارف ببینیم، تاریخ بیهقی مثال شاهکاری در این حوزه است.

وی افزود: حتی در حوزه ادبیات تربیتی، همچون قابوس‌نامه، نیز از رفتار فردی گذر کرده است و پا در عرصه ادبیات واقع‌گرایی گذاشته است. جهان ایرانی، جهان آداب‌دانی است. درباره کتاب نیز اگر بخواهم نکاتی بگویم، نثر کتاب بسیار پیراسته، شفاف و بدون لکنت بود، قریب به اتفاق مضامین بسیار واضح به مخاطب منتقل می‌شود و حتی مثال‌های زیبایی در این کتاب، استفاده شده است. این کتاب دارای نظام مسائل و پرسش است و این نیاز از ابتدا تا پایان کتاب گم نمی‌شود. نیاز مخاطب را شناخته است و مبتنی بر آن پیش رفته است. نگاه «ناداستان یا روایت» نگاهی بالادستی با نقشه‌ای ذهنی و نظام‌مند به مسئله می‌پردازد، تا از تفاسیر سطحی به دور باشد.

ما در نگاهمان شلخته هستیم

جهان احمدی درباره حساسیت خود به کلمات و معانی گفت: مفهوم، مصادیق را ذیل خود دارد، همه گونه‌های ادبیات واقع‌گرا می‌توانند روایت باشند؛ زمانی که منظری نو به مخاطب ارائه دهند. آقای عمادی در متنی به از دست دادن فرزند دوم اشاره می‌کند. می‌گوید صبحانه درست کردم، دوش گرفتم و … ناگهان لقمه در گلویم پرید. اینجاست که مسیری نو در داستان شکل داده می‌شود که مخاطب می‌گوید تو فرزند از دست دادی، چه کسی را گول می‌زنی؟ اینجاست که روایت شکل می‌گیرد. بسط عرضی، برش عمقی و از لبه تا حاق واقعیت سه اصطلاحی است که من شخصا برای تفسیر روایتگری خلق کردم. مشکلی که امروزه در ادبیات است، نگاه تربیت‌نیافتنه نویسندگان است، ما در نگاهمان شلخته هستیم. در بین روایات جنگ رمضان، متن خانم‌های نویسنده شدیدا به همدیگر شبیه است، طوری که انگار از یکدیگر رونویسی کرده‌اند. در این موضوع، مردان، روایت‌گر بهتری هستند. بنظرتان چرا اینگونه است؟

سمیه عالمی در ادامه بیان کرد: جای خالی یک کتاب نظری در ادبیات ایران کاملا حس‌ می‌شد، ما ملت بی‌قصه‌ای نیستیم، پر از تاریخ و فراز و فرود و اتفاقات هستیم و به مثابه این رخدادها، روایات بسیاری را ثبت کردیم. ناداستانی که در قرن ۲۰ در غرب نامگذاری شده، ایران در قرن ۳ ازآن استفاده کرده است. ما باید به قالب‌های مشترکی برسیم تا با جهان ارتباط بگیریم و داستان خود را روایت کنیم، با رویکرد استاد کزازی نمی‌توان با جهان ارتباط گرفت. مرجع دوستانی که بنا به ثبت این وقایع را داشتند، همیشه کتاب‌های خارجی ترجمه‌ای بودند، در حالی که قصه‌گویی ما نسبت مستقیمی با تاریخ و فرهنگ ما دارد. ترجمه شدن و ارجاعات به این کتاب‌ها، دور از ذهن ایرانیان است. خانم جهان احمدی کار را برای ما راحت کردند و متنی پژوهشی بر مبنای روایت دسته‌بندی کردند و در بسیاری از بخش‌ها، مفاهیم قابل درک برای ما استفاده کردند همچون شاهنامه که در کتاب به عنوان مثال بیان شده است. این روش، متن قابلیت دسترسی را افزایش می‌دهد، نویسنده می‌داند چگونه سخن بگوید که مخاطب به سادگی آن را درک کند. به همین سبب برخورد با کتاب تالیفی بسیار مفیدتر و سهل‌تر از برخورد با کتب ترجمه‌ای است.

کارشناس برنامه در ادامه گفت: این مورد اساسا یک ضرورت بوده که خانم جهان احمدی با گذاشتن خشت اول این دیوار، بسیار قابل ستایش هستند. البته من انتظار بیشتری از خانم جهان احمدی در این کتاب داشتم، این سال‌ها تعداد زیادی از انواع روایت ثبت شده، چه بسا امروز زمان آن بود، گامی پیش بگذارند تا مصادیق باید و نباید را در روایات ثبت شده تبیین کنند. اگر مصادیق وقایع‌نگاری به جهان ادبیات ایران ورود بیشتری می‌کرد، سرعت نیز بیشتر می‌شد. برای من بعد از خواندن این همه روایت، مسلم است که هر جهان اندیشه‌ای، ظرف روایت خود را دارد؛ زیرا مظروف متفاوتی دارد. پیشنهاد من برای جلد دوم این است که حواستان به جهان ایرانی و ادبیات ایران باشد. حال زمان آن است که ما با جهان پرطراوت ایرانی آشنا شویم و بال باز کنیم تا در دنیای زیبای روایت پرواز کنیم.

جهان احمدی به نکات سمیه عالمی پاسخ داد: این مسئله ذهن من را نیز درگیر کرده بود، همانطور که گفتم من روحیه نقادی بیشتری دارم و چیزی که شما فرمودید را من عامدانه در کتاب انجام دادم. من زمانی می‌توانم به متون ایرانی اشاره کنم که روایات بر اساس مبانی تولید شده باشند؛ اما روایات ایرانی، بر پایه شهود شکل گرفته‌اند. من سعی دارم در جلد دوم با گروهی ۳۴ نفره با تعریف مبانی داستان و نقد آن بر پایه تعریف، تالیفی کامل بر حوزه ادبیات ایران انجام دهم. ناشر محترمی ۲ سال پیش به من گفت؛ شما را در این صنعت با عنوان «فراستی دنیای کتاب» صدا می‌زنند، مطمئن باشید اگر من به سراغ نقد آثار ثبت‌شده ایرانی بروم از این نیز منفورتر می‌شوم.

سمیه عالمی درباره این موضوع تصریح کرد: من به شخصه بسیار خوشحال می‌شدم که آثارم به دست شما نقد شود، سایر نویسندگان نیز همینگونه خواهند بود. این مسئله تنها از شما ساخته است که دارای تحصیلات در حوزه فلسفه هستید، خشت اول را شما گذاشتید، در این حوزه کسی نیست، خشت دوم نیز تنها از دستان شما برمی‌آید. یکی از ارزش افزوده‌های دیگر این کتاب این بوده که سعی کرده، با توجه به این موضوع که نویسنده فارسی‌زبان است، در مبانی نظری،خود در این عرصه متوقف و اسیر نگاه ندارد.

جهان احمدی ادامه داد: ما انبوه ادبیات و کتب زیادی از سفر، زیارت، حج، اربعین و … داریم که هیچ کدام منظر جدیدی را خلق نکردند. رسیدن به این روایات نیازمند رنج است، اما نویسندگان ترجیح می‌دهند که بر مسیر روایات تن‌پرورانه تکراری خود پیش بروند و واکنش‌ها به عمل من، تنها با توهین، تهمت و افترا همراه است.

نویسنده کتاب در پایان درباره تفاوت روایتگری مردان و زنان گفت: تفسیر من این است که دلیل تفاوت آقایان درباره جنگ رمضان به روایت نزدیک‌تر است برگرفته از فیزیولوژی است. آقایان از یک نیم‌کره استفاده می‌کنند که با تمرکز، راحت‌تر و عمیق‌تر می‌توانند بر لبه ادراک بایستند و بتوانند منظره را در قالب کلمات خلق کنند، در حالی که بانوان با دو نیم‌کره مغز، پهنه وسیع‌تری از وقایع را با عمق کمتر ارائه می‌دهند.

منبع: خبرگزاری مهر

دیدگاهتان را بنویسید