فروشگاه
دسته بندی
سبد خرید
کپی آدرس

چهره زنانه جنگ با آرایش غلیظ جنگی

اواخر بهمن سال گذشته بود که اخبار رونمایی کتابی با عنوانی جالب در خبرگزاری‌ها دست‌به‌دست شد؛ عنوانی که حرف‌های زیادی با خود داشت: «زور جنگ به زن‌ها نمی‌رسد»، با روتیتری که محتوای کتاب را هویدا می‌کرد: پانزده روایت از زن، زندگی و دوازده روز جنگ. این پانزده روایت تماماً‌ زنانه از دل جنگ دوازده‌روزه نگاشته شده و همگی یک ویژگی مشترک دارد: خانه‌بانی زنان ایرانی در روزهای جنگ.

این مجموعه‌ روایت که به دبیری معصومه امیرزاده در سرای سیندخت جمع‌آوری شده، به مفهوم مقدس پایداری از نگاه زنانه نگریسته و قدمی استوار در راستای تولید حافظه جنگ برداشته است؛ آن هم در موقعیتی که جنگ اساساً مسئله‌ای تماماً نظامی و سیاسی قلمداد می‌شود و این باور در جهان پابرجاست که جنگ چهره زنانه ندارد؛ درحالی‌که دفاع مقدس هشت‌ساله و پس از آن، جنگ دوازده‌روزه و اکنون، جنگ رمضان، تمام‌قد خلاف این مدعا را اثبات می‌کند.با معصومه امیرزاده، دبیر این مجموعه‌روایت، درباره این کتاب که در نشر مهرستان منتشر شده، صحبت کرده‌ایم و محتوایش را به جنگ امروز پیوند داده‌ایم تا بدانیم زنان نویسنده این روزها در چه جایگاهی قرار دارند..

نویسندگان در این روایت‌ها زوایای دید مختلفی را ارائه کرده‌اند. برخی روایتشان را به دفاع مقدس هشت‌ساله پیوند داده‌اند، در برخی از روایت‌ها بر جغرافیای ایران تمرکز شده، در برخی نیز حضور مرد خانه پررنگ‌تر است. یکی‌دو روایت هم بر هم‌راستایی جنگ دوازده‌روزه با طوفان‌الاقصی اشاره کرده‌اند. این‌ها را شما به‌عنوان دبیر مجموعه به‌طور هدفمند هدایت کردید، یا سلیقه نویسندگان بوده؟

این بیشتر سلیقه نویسندگان بوده؛ اما من به‌عنوان دبیر همیشه مراقبت می‌کنم که محورها تکراری نباشد. همچنین، اگر نویسنده‌ای دارای ظرفیت خاصی باشد، متنش را به سمت آن وضعیت سوق می دهم؛ مثلاً دست برتر یک نویسنده در ارتباطات بین‌المللش است و به همین دلیل، ایشان و مطلبش را به استفاده از ظرفیت تجربه زیسته‌اش توجه می‌دهم. یا نویسنده دیگری خارج از ایران زندگی می‌کند و تمایل من این است که نقطه نظری از دید کسی که خارج از ایران زندگی می‌کند ببینم.

در کنار زن، خانه در این روایت‌ها نقش اصلی را بازی می‌کند. آیا این تأکید هدفدار بوده و هدفش چه بوده؟

بله، به‌شدت هدفدار بوده. اساساً هدف ما در این روایت‌ها خانه‌بانی زنان بوده. این روایت‌ها بر آن جمله رهبر شهید مبتنی است که فرمودند «زندگی را با قوت ادامه بدهید» و این کتاب براساس این جمله شکل گرفت. بنابراین، مضمون اصلی روایت‌ها این است که زنانی این توانایی را داشتند که در طول دوازده روزی که کشور درگیر جنگ بود، خانه را مدیریت کنند. به همین دلیل، خانه و زن دو محور اصلی این روایت‌ها هستند.

پیرو این صحبتتان، حرف اصلی و لبّ کلام این مجموعه روایت‌ها چیست؟

حرف اصلی کتاب، توان زن ایرانی در مواجهه با بحران است؛ به‌طوری که زندگی را مستمر نگه دارد و از آن مراقبت کند.

آیا می‌شود این کتاب را در مقابل نگاهی قرار داد که می‌گوید جنگ چهره زنانه ندارد؟

اتفاقاً وجه زنانه جنگ بسیار قوی است؛ زیرا بسیاری از جنگ‌های تاریخ اساساً به‌خاطر زنان شکل می‌گرفتند، یا زن‌ها در آن مشارکت می‌کردند، یا در پشت جبهه حضور داشتند، یا در تشییع سربازان تأثیرگذار بودند. نمی‌شود آن بخش از بدنه جامعه را که درگیر یک بحران است، نادیده گرفت؛ آن هم وجه زنانه‌ای که تا این حد تأثیرگذار است.

برای جنگ‌ها ابعاد سیاسی و نظامی و اجتماعی و… بسیار مطرح می‌شود. آیا موافقید که بعد زنانه جنگ مغفول مانده؟

بله. قاعدتاً مثل خیلی از موضوعات دیگری که زن‌ها در برخی جوامع به‌عنوان جنس دوم دیده می‌شوند، در بحران‌های اجتماعی مثل جنگ نیز به همین شیوه دیده شده‌اند. امامین انقلاب، نگاه بلندی به زن داشتند که آن‌ها را از زنان غربی که بعد جنسی‌شان دیده می‌شود و زنان شرقی که در پستوی خانه‌ها حضور داشتند، متمایز می‌کرد. آن‌ها برای زن بالندگی متفاوتی قائل بودند. ‌زنان ما در طول انقلاب در پشت جبهه‌ها و به عنوان نیروهایی که توان روانی و تاب‌آوری اجتماعی را پمپاژ می‌کردند، نقش پررنگی داشتند. اکنون نیز برای ما امری بدیهی است که حتماً‌ باید وجه زنانه دیده و به آن اهمیت داده شود.

آیا می‌شود این کتاب را یک بیانیه جنگی از زبان زنان دانست؟

بیانیه تعاریف مخصوص خود را دارد. ما به دنبال اعلام یا بیان موضوعی به شکل مرسومش نبودیم. ما با توانمندی نویسندگان از طریق هنر که در ماندگاری نظر مؤثر است، خواستیم آن نظریه‌ای را که حضرت امام و رهبر شهید در بحث حضور اجتماعی زنان داشتند، در چهارچوب هنرمندانه و با فرم روایت به نمایش بگذاریم.

زنان ایرانی، به ویژه زنان نویسنده، کجای نبرد رمضان ایستاده‌اند؟

برخی از دوستان نویسنده معتقد بودند کارهایی که ارائه می‌دهند، باید با فاصله زمانی از حوادث نوشته شود؛ اما بسیاری از این افراد در این مدت، کانال‌هایی را برای ارتباط با مخاطبان تشکیل داده‌اند تا آنچه می‌دانند، تحلیل کنند و ارائه دهند و در این خصوص بنویسنده. این قدم مؤثری در حفظ روحیه اجتماعی است ؛ زیرا منظرهای امیدبخش و دعوت‌کننده به استقامت در آثار این دوستان دیده می‌شود. فکر می‌کنم این‌ها در تاب‌آوری اجتماعی و پایداری حضور نویسندگان در فضای مجازی مؤثر است.

از دیدگان یک زن نویسنده، تفاوت جنگ رمضان با جنگ دوازده‌روزه چه می‌تواند باشد؟

تفاوت بسیاری بین این دو جنگ وجود دارد. ما در جنگ رمضان تکیه‌مان به رهبر شهید بود و با تکیه بر ایشان حرکت می‌کردیم. هرجایی حس می‌کردیم محل شکست یا سستی است، ایشان با رهنمودهایشان ما را دوباره سرپا می‌کردند؛ اما در روز اول این جنگ، ایشان را از دست دادیم و همان‌طور که رهبر سوم انقلاب فرمودند، امامت بر عهده خود مردم افتاد. در این جنگ، مسئولیت بزرگی بر گردن مردم افتاد که تا مدتی، به حضرت زینب(س) تبدیل شده بودند. ایشان امر امامت را از امام حسین(ع) تا امام سجاد(ع) امانت‌داری کردند. انگار در این مدت و در فاصله بین انتخاب رهبر، مردم ایران امانت‌دار امر امامت بودند. این شرایط مردم ایران را در تجربه شگفتی قرار داد و امتحان بزرگی را پس دادیم.

پس اگر نویسندگان این کتاب بخواهند بر فرض روایت‌هایشان را مطابق با جنگ رمضان بازنویسی کنند، یا اگر بخواهند دوباره روایت بنویسند، عمده تغییر در روایت‌هایشان فقدان رهبر انقلاب است؟

علاوه‌بر این موضوع، بحث باورمندی به توانایی فردی و جمعی نیز اضافه می‌شود. ما تا این اندازه خودمان را باور نداشتیم و گمان نمی‌کردیم ملت ایران تا این حد رشید شده و بلوغ فکری‌اش به این درجه رسیده باشد. گویا مکاشفه نفسی اتفاق افتاد. در نویسندگی، اصطلاحی به نام «تنش فزاینده» وجود دارد که می‌گوید تنش را آن‌قدر ادامه بده تا شخصیت لایه‌های زیرینش را نشان دهد و ناخودآگاهش خود‌آگاه شود. انگار آنچه در ناخودآگاه جمعی ما بود، به‌دلیل این تنش‌های فزاینده به مکاشفه نفس رسید.

اصفهان در این جنگ در رتبه دوم بمباران‌ها و رتبه سوم شهدا قرار گرفته و زنان اصفهانی در دل جنگ قرار گرفته‌اند. بانوان نویسنده اصفهان، چه حرفه‌ای و چه تازه‌کار، باید چه نکاتی را رعایت کنند که روایاتشان از کلیشه و تکرار به دور باشد؟

اگر هر گروه و فردی بخواهد هر بحران اجتماعی و مسئله‌ای را روایت کند، باید دو ویژگی را به روایتش الصاق کند تا از باقی روایت‌ها متمایز شود. یکی از ویژگی‌ها عقبه و گذشته آن شهر است. اصفهان دارای عقبه فرهنگی بسیار غنی است و به‌عنوان پایتخت فرهنگی ایران شناخته می‌شود. پس کسی که می‌خواهد درباره جنگ اصفهان بنویسد، اصلاً نباید منفک از تاریخ شهر بنویسد. حتماً باید نگاهی به تاریخ، به‌خصوص تاریخ اصفهان در پیش و پس از انقلاب داشته باشد و این مسئله بسیار مهمی است. دومین ویژگی نیز اقلیم است. همیشه ویژگی‌های اقلیمی هر جغرافیایی، روایت را از روایات مشابه متمایز می‌کند. در روایت‌هایی که این ویژگی را دارند، نکاتی بیان می‌شود که روایات مربوط به شهرهای دیگر فاقد آن هستند. نویسندگان باید اقلیم و تاریخ را به‌عنوان ویژگی‌های اصلی قرار بدهند و واقعه رخ‌داده را به‌عنوان واقعه مرکزی در روایت استفاده کنند.

با توجه به جنگ رمضان، این کتاب جلد دومی هم خواهد داشت؟

در سرای سیندخت در تلاشیم مجموعه روایتی برای رهبر شهید بنویسیم که قاعدتاً‌ جنگ را هم شامل می‌شود. مجموعه دیگری نیز برای شهدای میناب در حال نگارش است که با انتشار این دو اثر، جنگ تحمیلی سوم را نیز پوشش
خواهیم داد.

منبع: روزنامه اصفهان زیبا

دیدگاهتان را بنویسید