چهارده تجربه از بارداری و مادرشدن
بارداری فقط یک تجربهی جسمی نیست؛ سفری است پر از تغییر، انتظار، اضطراب، امید و بازتعریفِ پیوند زن با زندگی.
کتاب «دوجان» مجموعهای از روایتهای مستند و واقعی از دوران بارداری زنان است؛ روایتهایی که از دلِ تجربههای زیسته بیرون آمدهاند و میکوشند تصویری دقیق، صمیمی و انسانی از یکی از بنیادیترین تجربههای زنانه ارائه دهند.
در این کتاب، بارداری نه بهعنوان یک وضعیت صرفاً پزشکی، بلکه بهمثابه موقعیتی پیچیده و چندلایه دیده میشود؛ موقعیتی که در آن جسم، روان، فرهنگ و نگاه جامعه همزمان بر زن اثر میگذارند.
روایتها نشان میدهند که چگونه زن در این دوران، همزمان با رنج، دگرگونی، انزوا، مراقبت و امید روبهرو میشود و چگونه جهان بیرون، گاه او را میبیند و گاه از فهم او بازمیماند.
این مجموعه، با تکیه بر روایتنگاری، مشاهده و همدلی، تلاش میکند تجربهی بارداری را از سطح کلیشهها فراتر ببرد و به آن شأنی ادبی و مستند ببخشد.
اگر به کتابهای مستند، روایتهای زنانه، تجربههای زیسته و موضوع بارداری علاقه دارید، این اثر میتواند دریچهای تازه به جهان مادرانگی بگشاید.
«دوجان» تلاشی است برای شنیدن صداهایی که کمتر شنیده شدهاند؛ صداهایی از دلِ زندگی، درد، انتظار و تداوم.
باردار شدم. از اینکه یکی دیگر از ابعاد زنانگی را تجربه میکنم، روی ابرها راه میرفتم. از بچگی عاشق شمایل زن باردار بودم و اینکه با شکم قلمبه، بازباز مثل پنگوئن راه بروم. دو ماهم بود. شکمم هنوز آنقدر بزرگ نشده بود که مزاحم راهرفتنم باشد، اما ژست زن حامله میگرفتم. خوشم میآمد. حتی ویار را دوست داشتم. میدانستم سخت است بخوری و بالا بیاوری، اما دوست داشتم تجربهاش کنم. عاشق هوسکردنهای گاه و بیگاه بودم. چقدر میتوانستم روی این موضوع مانور بدهم؛ گوشت تن همسرم را بریزم؛ از بالبالزدنش بهخاطر برآوردن هوسم لذت ببرم. ساعت دوازده شب ادعا میکردم هوس پیتزای سبزیجات کردهام. توی دلم کلۀ شیطانکی شاخدار، ریزریز میخندید.
اطلاعات فیپا، اطلاعات ناشر