کتاب به سبد خرید شما اضافه شد مشاهده سبد خرید
کپی آدرس
فروشگاه
دسته بندی
سبد خرید
طیبه رفیع منزلت

در رمان «او مثل هیچ‌کس نیست»، قرار نیست با یک داستان تاریخیِ معمولی و خسته‌کننده روبرو شوید. این‌جا خبری از قهرمان‌های شکست‌ناپذیر نیست. جنید، جوانی است درست شبیه خود ما؛ پر از آرزو، پر از ترس و البته پر از شک. او در میانه‌ی یک بازی بزرگ گیر می‌افتد؛ جایی که از یک طرف کینه‌ی قدیمی مکه گلویش را می‌فشارد و از طرف دیگر، لبخندی در مدینه او را به فکر فرو می‌برد.

او مثل هیچکس نیست

او مثل هیچکس نیست

نبرد در لبه‌ی پرتگاه

نویسنده
طیبه رفیع منزلت
نوبت چاپ
چاپ اول
قــطــع
رقـــعـــی
275,000 تومان
برای شروع اسکرول کنید

معرفی کتاب او مثل هیچکس نیست

گاهی یک انتخاب غلط، آدم را به تهِ دره می‌برد و گاهی یک شجاعتِ ناگهانی، همه‌چیز را عوض می‌کند.
«جنید» خسته است؛ خسته از نادیده گرفته شدن، خسته از تحقیرهای بی‌پایان قبیله و پدری که او را نمی‌بیند. او برای ثابت کردن خودش به دنیا، خطرناک‌ترین راه را انتخاب می‌کند: ایستادن مقابل کسی که همه از او حرف می‌زنند. جنید با نقشه‌ی قتل پیامبراکرم راهی میدان جنگ می‌شود تا با خونِ دشمن، برای خودش اسم و رسمی بخرد. اما در لحظه‌ای که فکر می‌کند همه‌چیز تمام شده، اتفاقی می‌افتد که هیچ‌کس انتظارش را ندارد.

در رمان «او مثل هیچ‌کس نیست»، قرار نیست با یک داستان تاریخیِ معمولی و خسته‌کننده روبرو شوید. این‌جا خبری از قهرمان‌های شکست‌ناپذیر نیست. جنید، جوانی است درست شبیه خود ما؛ پر از آرزو، پر از ترس و البته پر از شک. او در میانه‌ی یک بازی بزرگ گیر می‌افتد؛ جایی که از یک طرف کینه‌ی قدیمی مکه گلویش را می‌فشارد و از طرف دیگر، لبخندی در مدینه او را به فکر فرو می‌برد.

بزرگ ترین سوال این است: وقتی همه‌چیز طبق نقشه پیش نمی‌رود و دنیا با تمامِ زورش مقابلت می‌ایستد، به چه کسی اعتماد می‌کنی؟ به شمشیرت یا به قلبت؟
این کتاب روایتِ لحظه‌های پرالتهابی است که مرز میان دشمنی و رفاقت، و شک و باور، به باریکیِ مو می‌شود. جنید باید یاد بگیرد که برای بزرگ شدن، گاهی لازم است تمامِ چیزهایی را که بلد بوده، دور بریزد.

اگر اهلِ کشفِ رمز و رازها هستید و دوست دارید بدانید یک جوان چطور می‌تواند از تاریک‌ترین سیاهچال‌ها تا اوجِ سرفرازی پرواز کند، این سفر سینمایی و پرتعلیق را از دست ندهید.

 

بخشی از کتاب او مثل هیچکس نیست

از لرزش بدنم‌‌‌ بیزارم. اشک در چشمانم حلقه زده. صدای پیام‌بَر در سرم تکرار می‌شود: «مبادا درشتی کنی؛ حتی اگر ایمانت را‌ برنتابند! بال‌های تواضع را برابرشان فرو آور و‌‌‌ آن‌ها را اطاعت کن‌،‌ مگر در مخالفت پروردگارت.» روی زانو می‌نشینم. پدر قدمی عقب‌‌‌تر می‌رود. نگاهم را به زمین می‌دوزم مبادا شرار‌‌‌ۀ خشم و اندوهی که قلبم را می‌سوزاند، او را نشانه رود:

ـ پدر، شما را همواره دوست داشتم و اطاعت کرده‌‌‌‌ام. تمام عمر آرزویم نشاندنِ لبخند بر صورت شما بوده و خود می‌دانید کسی را گرامی‌‌‌تر از شما نداشته‌‌‌‌ام. غضم را فرو می‌برم:

 ... اکنون به آیینی گرویده‌ام که باز می‌گوید شما را و مادر را گرامی دارم و می‌گوید میان انسان‌ها تفاوتی نیست.

مشاهده بیشتر

مشخصات کتاب

اطلاعات فیپا، اطلاعات ناشر

موضوع :
آشنایی با پیامبراکرم
تاریخ نشر :
1405
رده سنی :
15 سال به بالا
تعداد صفحات :
104
قطع :
رقعی
نویسنده :
طیبه رفیع منزلت
طراح جلد :
محمدعلی عدیلی
ویراستار :
رامین بابازاده
صفحه آرا :
حامد میر
کـتـاب هــای مــــــــــرتــبــط

دیدگاهتان را بنویسید