کتاب به سبد خرید شما اضافه شد مشاهده سبد خرید
کپی آدرس
فروشگاه
دسته بندی
سبد خرید
بنفشه رسولیان

نویسنده با نگاهی ظریف به دنیای کودکانه، دوستی، تخیل، همکاری و مسئولیت‌پذیری را در قالب ماجراهایی ساده و سرگرم‌کننده به تصویر می‌کشد. این کتاب تجربه‌ای دل‌نشین برای سنین 9 تا 12 است که آن‌ها را به خندیدن، فکر کردن و دوست‌داشتن دنیای پرماجرای کودکی دعوت می‌کند.

دو شگفت انگیز کچل

دو شگفت انگیز کچل

ماجراهای من و بقیه 6

نویسنده
بنفشه رسولیان
نوبت چاپ
چاپ اول
قــطــع
رقـــعـــی
220,000 تومان
برای شروع اسکرول کنید

معرفی کتاب دو شگفت انگیز کچل

کتاب دو شگفت انگیز کچل جلد ششم مجموعه داستانی ماجراهای من و بقیه است. در این کتاب پنج داستان کوتاه طنز و ماجراجویانه برای کودکان و نوجوانان است که با زبانی شیرین و صمیمی روایت می‌شود. راوی داستان، پسری به نام متین، تجربه‌های روزمره‌اش را همراه با برادرش پوریا، خواهر کوچکش باران و دوست بانمکش بهادر بازگو می‌کند. در جریان این داستان‌ها، بچه‌ها با موقعیت‌هایی خنده‌دار و گاه آموزنده روبه‌رو می‌شوند؛ از اختراع خطی سری و غیرقابل‌خواندن گرفته تا کنجکاوی درباره‌ی همسایه‌ی کتاب‌خوان و مراقبت از خواهر کوچولو در غیاب مادر. نویسنده با نگاهی ظریف به دنیای کودکانه، دوستی، تخیل، همکاری و مسئولیت‌پذیری را در قالب ماجراهایی ساده و سرگرم‌کننده به تصویر می‌کشد. این کتاب تجربه‌ای دل‌نشین برای سنین 9 تا 12 است که آن‌ها را به خندیدن، فکر کردن و دوست‌داشتن دنیای پرماجرای کودکی دعوت می‌کند.

 

بخشی از کتاب دو شگفت انگیز کچل

پوریا در حالی که از بالای عینکش به من نگاه می‌کرد، آرام زیر گوشم گفت: «نقشه‌پقشه‌ای که نداری؟ راستش رو بگو.» من هم با قیافه‌ی حق‌به‌جانب گفتم: «نَخشه...‌پَخشه...؟! چه نخشه‌ای؟! چه پخشه‌ای؟! بفرما ببین بچه نشسته داره عروسکش رو لالا می‌کنه.»

پوریا داد زد و گفت: «آبجی‌باران...! جات خوبه؟ گرمت نیست؟» باران هم از آن اتاقک تاریک داد زد و گفت: «نه، خوبم. می‌خوام اینجا باشم. اینجا خونه‌ی منه. شما دو تا هم برین خونه‌ی خودتون.»

من هم با خوش‌حالی بالا پریدم و با صدای خیلی آرامی از ته گلو گفتم: «ه...و...را...! دیدی باران با دل خوش رفت توی خونه‌ی خودش؟ دید...ی؟! حالا بیا بریم کارت‌بازی.»

خلاصه، من و پوریا مشغول بازی شدیم. یک دست، دو دست، سه دست، چهار دست، پنج دست، نه دست...، دوازده دست بازی کردیم. غرق بازی بودیم که ناگهان پوریا مثل فنر از جایش پرید و کارت‌ها را روی زمین انداخت و گفت: «بار...ا...ن...!»

هر دو مثل جت به‌سمت اتاق دویدیم و درِ جعبه را باز کردیم. باران، طفلکی عروسک‌به‌بغل، در خواب عمیقی فرورفته بود. روی صورت گرد و تپلی‌اش قطرات عرق نشسته بود. معلوم شد داخل جعبه خیلی گرم بوده است.

پوریا خیلی آرام او را در آغوش گرفت و گذاشت روی تخت من. بعد هم با دستمال‌کاغذی، عرق‌هایش را پاک کرد. باران خواب بود، خوابی عمیق. حتماً آنجا در جعبه به خانه‌ی اولین باران خاندان ما رفته و کلی با بچه‌ها عروسک‌بازی کرده بود که این‌قدر عمیق در خواب فرورفته بود.

وقتی مامان برگشت و باران را دید که هنوز در خواب است، گفت: «آفرین پسرای گلم! معلومه حسابی باهاش بازی کردین. طفلک حسابی خسته شده. دیشب هم اصلاً خوب نخوابیده بود. عجب خوابی رفته!»

مشاهده بیشتر

مشخصات کتاب

اطلاعات فیپا، اطلاعات ناشر

موضوع :
سبک زندگی ایرانی اسلامی
تاریخ نشر :
1404
رده سنی :
9 تا 12 سال
تعداد صفحات :
112
قطع :
رقعی
نویسنده :
بنفشه رسولیان
تصویرگر :
نگین نقیه
طراح جلد :
مهرداد خلیفه قلی
ویراستار :
سمیه دقاغیان
کـتـاب هــای مــــــــــرتــبــط

دیدگاهتان را بنویسید