جنّ محافظ را حارث چند سال قبل به جانم انداخت تا همه جا از من
مراقبت کند. سال های اول آنقدر ساده بودم که حرف هایش را باور کنم؛
اما بعد فهمیدم اگر هم جنّی در کار باشد، برای این است که نتوانم از
بغداد خارج شوم. جنّ محافظ از من در برابر چیزی محافظت نمی کرد؛
تنها وظیفه اش این بود که مواظب باشد از دست حارث فرار نکنم.
تلاش های من برای شکستن طلسم یا منصرف کردن جن از وظیف هاش، هیچ نتیجه ای نداشت؛
اطلاعات فیپا، اطلاعات ناشر